نظام آموزشی کشور آلمان         

نظام آموزشی در نگاهی گذرا 

مدارس آلمان تحت نظارت حوزه فرهنگي 16 ايالت مي باشند ودر دستور كار به طور قابل ملاحظه‌اي ازيك ايالت به ايالت ديگري تغيير پيدا مي كند.به منظور تعيين استانداردهاي قابل قياس اطمينان از اينكه گواهينامه‌ها در سر تاسر كشور معتبر مي‌باشند، كنفرانس وزراي آموزشي كليه ايالتها (KMK)، بطور منظم راه حلها و قوانيني را تصويب مي‌كنند كه بوسيله تمام اعضا قابل قبول است.  تفاوتهاي بسياري در سياست‌هاي آموزشي در بين ايالت‌هاي مختلف وجود دارد. گروه‌هاي سياستمدار كه داراي قدرت هستند معمولاًتعيين مي‌كنند چه سيستم‌هاي‌آموزشي بايد در مدارس به كار گرفته شوند. در حالي كه آزادي خواهان براي حركت به دست‌يابي آموزش براي همه دانش- آموزان در تلاشند. بسياري از ايالات محافظه كار همچنين با سراسري نمودن آزمون‌هاي و يا آزمون‌ها تكميلي ديگر كار مي‌كنند.  بسياري از اولياء و مربيان نيز از مسأله سراسري نمودن  آزمون‌راضي بودند. سراسري نمودن آزمون‌ها‌باعث مقايسه مدارس با يكديگر و جلوگيري كردن از پائين آمدن روحيه دانش‌آموزان بخاطر عملكرد ضعيف آن‌ها مدرسه ‌شود. . مدرسه به دانش‌آموزانش آموزشهاي عمومي‌پيشرفته را بدون اينكه از نظر عملي آن‌ها افت كنند ارائه مي‌دهد و آنان را براي آزمون‌تكميلي آماده مي‌سازند. و بعد از سال دهم به آن‌ها آموزش‌هاي شغلي مي‌دهد. كساني كه در مدرسه در آزمون تكميلي بتوا نند به خوبي موفق شوند همچنين مي‌توانند به مقاطع بالاتر بروند.  به دانش‌آموزان مطالب تئوري،  آموزشهاي فرهنگي و ادبي كه باعث مي‌شود آن‌ها را جهت ورود به دا نشگاه تقويت كند داده مي‌شود. به‌سازي سيستم مدارس آلمان معمولاًتوسط تجديد نظر و بازديدهاي مداوم كارشناسان و ناظران  آموزشي صورت مي‌گيرد. بسياري از دانش‌آموزان از آموزش مدارس راضي هستند. در حالي كه بعضي از معلمان از موفقيت و كيفيت آموزش در زمان خودشان نسبت به حال ابزار تأسف نمودند. از زماني كه معلمان خدمتگذار مدني دولت شده‌اند، نمي‌توانند به صورت قانوني اخراج شوند يا نرفيع بگيرند، بلكه تنها راه حفظ بودجه، قطع دوره‌هاي آموزشي مي‌باشد. بسياري از معلمان از تغييرات چشم انداز‌هاي اجتماعي در آلمان صحبت مي‌كنند و مي‌گويند اين مطلب چه روي تدريس آن‌ها و برروي مطالب درسي تأثير مستقيم دارد. در بعضي از مدارس بيش از 60 درصد دانش‌آموزان مدرسه، خارجي بودند و با آلماني صحبت كردن مشكل داشتند. در مقاطع بالا معلمان،  دانش‌آموزان خارجي را خيلي كوشاتر از آلماني‌هاي اصيل مي‌دا نند. . به هر حال دانش‌آموزان‌،‌اولياء و معلمان از روش و عملكرد مدارس آلمان، سيستم و سودمندي آن خشنود مي‌باشند.  

سیاستهای آموزشی 

اگر كودك در حد مدرسه نباشد،اگر قادر به يادگيري زبآن‌هاي خارجي نباشد و اگر استعداد يادگيري مسائل التزامي‌را نداشته باشد، پي در پي مردود خواهد شد و مكررا ً با شكست مواجه خواهد شد و در نتيجه رشد شخصيتي كودكان دچار مشكل خواهد شد.آن‌ها پي در پي شكست را تجربه مي‌كنند و هيچ تجربه موفقي ندارند … در نتيجه، ما معتقديم كه كودكاني را كه در حد مدرسه نيستند نبايد به مدارس فرستاد. اين دسته از كودكان بايد هر چه سريعتر تحت تعليماتي با روش‌هاي آموزش مناسب قرار گيرند. كليه دست اندركاران سيستم آموزشي آلمان نقش تفاوتهاي فردي را در توانائي افراد عملا ً تاييد كرده‌اند. روش‌هاي آموزشي متفاوت در سيستم آموزشي آلمان انعكاسي است از اين باور اجتماعي و سياسي كه توانايي فردي و هوش در همه افراد يكسان نيست. جداسازي متعصبانه دانش‌آموزان و فرستادن آنان به مدارس مختلف از اين تفكر نشات مي‌گيرد كه يك جامعه براي دستيابي به موفقيت و پيشرفت به نخبگان تحصيلكرده و نيروي كار ماهر نياز داشته و نيازهاي آموزشي اين دو گروه كاملا ً با يكديگر متفاوت است. اغلب دانش‌آموزان بايد تحت آموزش عملي قرار گيرند كه سبب مي‌شود به عنوان قشر مولد در جامعه فعاليت كنند. براين اساس، بهترين و باهوش ترين دانش‌آموزان بايد بر اساس روشي منظم بر پايه رشته‌هاي كليدي و مهم تئوريك تعليم يافته تفكر منطقي را بياموزند، سوال بپرسند و براي حل مشكلات بطور مستقيم عمل نمايند. به اين ترتيب دانش‌آموزان آمادگي تحصيل در دانشگاه را خواهند يافت و دانشگاه سبب مي‌شود كه براي قبول مسئوليت در جامعه و سر انجام رهبري جامعه آلمان مهيا گردند. عموما ً در ايالتهايي كه از نظر سياسي محافظه كارترند، به ويژه ايالت‌هاي جنوبي،تفاوت ميان روش‌هاي آموزشي نسبت به ديگر مناطق كشور ملموس‌تر است. در ايالت‌هايي كه طي دهه‌هاي اخير تحت تاثير حزب دموكرات اجتماعي قرار گرفته‌اند، .اعتقاد به اجراي سيستم بازتر، سبب گرديده است تا انعطاف پذيري و همكاري بيشتري ميان روش‌هاي آموزشي به وجود آيد. طبقه بندي سنتي مدارس سطوح پايين‌تر متوسطه در اين ايالت‌ها همچنان به قوت خود باقي است اما اضافه شدن مدارس جامع نشاندهنده نياز به تغيير در سيستم آموزشي است. . علاوه برعقايد سياسي مختلف كه برخي تغييرات را در سيستم آموزشي آلمان بوجود آورده است،   جامعه آلمان و سيستم مدارس آن از افزايش تنوع فرهنگي تاثير پذيرفته‌اند. در فاصله سال‌هاي 1960 و 1922،   تعداد دانش‌آموزان خارجي ثبت نام شده در مدارس آلمان از 800، 27 به 900،831 نفر افزايش يافته است. تعداد زيادي از اين اعراد به كودكان اولين يا دومين نسل كارگران مهاجر كشورهاي اروپاي جنوبي نظير يونان، ايتاليا و تركيه تعلق دارند. به طور كلي مي توان گفت كه انحلال اتحاد جماهير شوروي بسياري از اين مهاجران را از كشورهاي ديگر نظيرلهستان، روسيه و يوگسلاوي به آلمان سوق داده است. تسهيلات تابعيت آلماني سبب شده كه بسياري از مهاجران نسل دوم در آلمان باقي مانده و به خاطر نزديكي زادگاه اروپايي شان ميراث فرهنگي و زبانشان را حتي پس از چنديــن سال اقامت در آلمان حفظ كنند. به جز مدارس ابتدايي،  انواع ديگري از مدارس وجود دارد كه برنامه‌هاي آموزشي متفاوتي از جهت زمان بندي،   تفهيمي‌و اهميت ارائه مي‌دهند.   افرادي كه يكي از اين دوره‌ها را با موفقيت پشت سر بگذارند گواهي نامه‌اي دريافت مي‌دارندكه امكان برخورداري از فرصتهاي تحصيلي و يا آموزش حرفه‌اي جهت احراز شغل مناسب را فراهم مي‌آورد. در جايي كه سنت نقش مهمي‌در انتخاب رشته تحصيلات متوسطه بازي كرده و دختران و پسران همان رشته‌اي را انتخاب مي‌نمايند كه والدين شان از آن‌ها مي‌خواهند،   امروزه والدين از فرصت‌هايي كه گواهينامه‌هاي مدارس متوسطه ايجاد مي‌كنند،  بيشتر آگاهي دارند.   در نتيجه در صد ثبت نام در اين مدارس افزايش يافته است.  علي رغم اين واقعيت كه تحت تاثيرات تاريخي و سياسي كاملا ً‌متفاوت،   تفاوت‌هاي فلسفي و ساختاري در سيستم آموزشي اين سه ايالت بوجود آمده است،   سيستم اغلب قسمت‌ها بسيار به هم شبيه مي‌باشد. 

ساختار  آموزشی 

نوجوانان آلماني بخش ويژه‌اي از وقتشان را در مدرسه و انجام فعاليتهاي مربوط به مدرسه مانند انجام تكاليف مي‌گذرانند مدارس از ساعت 7:30 يا 8 صبح باز مي شوند و حداقل تا 1 ظهر فعاليت دارند .  برنامه دانش‌آموزان هر روز متفاوت است.  دانش‌آموزان رشته‌هاي تحصيلي درGymnasium يا Gesamtschule بطور متوسط 40-30 كلاس در هفته دارند.  كه هر كلاس 45 دقيقه به طول مي انجامد.  بسياري از مدارس بعد از ظهر ها فعاليتهاي فوق برنامه ارائه مي‌دهند اغلب نوجواناني كه ورزش ميكنند وقت خود را در باشگاههاي ورزشي مي‌گذرانند نه در مدرسه.  بيشتر معلمان , والدين و دانش‌آموزان احساس مي كنند كه مدارس بايد فعاليتهاي فوق برنامه بيشتري ارائه دهند. تعداد كمي‌از دانش‌آموزان در كنار درس خواندن كار هم ميكنند. عموماً كار كردن در هنگام تحصيل توسط والدين و معلمان توصيه  نميشود.  دانش‌آموزان هنرستان ها استثنا هستند. بعلت وجود قسمتي از سيستم آموزشي دو گانه اين دانش‌آموزان طي دوران تحصيلشان در يك كارخانه محلي بصورت پاره وقت كار ميكنند.  يكي از مشكلات عمده نوجوانان درخانه وجود والديني است كه براي فرزندانشان حوصله  ندارند يا علاقه‌اي به كارهاي فرزندانشان نشان نمي‌دهند معلمان تاكيد كردند كه مدارس نقش مهم و مركزي در اجتماعي كردن جوانان دارند. بسياري از دانش‌آموزان فكر ميكنند مدرسه در زندگيشان يك بار اضافي است و مدرسه براي آن‌ها يك اجبار است.  به علاوه بسياري از دانش‌آموزان مدرسه را به‌عنوان جايي  مي‌دانند كه بر اساس عملكرد آن‌ها روشي انتقادي را پيش ميگيرد به هر حال اغلب دانش‌آموزان از ياد گرفتن ديدن همكلاسيها و برقراري رابطه متقابل با معلمان در مدرسه لذت مي‌برند. ايجاد انگيزه در يك دانش‌آموز براي موفق شدن درمدرسه بوسيله عوامل زيادي صورت ميگيرد كه اين عوامل شامل حمايت همكلاسيها و همياري والدين مي‌باشد. همچنين مهم است كه ارتباط بين وضعيت دانش آموز در مدرسه و شغل آينده او را تشخيص دهيم.  اين انگيزه سازي  براي كسب موفقيت در مدرسه در طول چند سال آخر دوره متوسطه افزايش يافته و اين درست زماني است كه دانش‌آموزان درباره مسير زندگي آينده شان در حال تصميم گيري مي باشند.   بدليل نياز براي كسب گواهي نامه براي ورود به بسياري از كارها انگيزه اي قوي براي جوانان بوجود آمده است تا هرچه زودتر در مورد مسير زندگي آينده تصميم بگيرند.  حمايتهاي جامعه براي تصميم گيريهاي شغلي متعدد است كه شامل بروشورهاي منتشر شده دولتي , مشاوره‌هاي شغلي و كتابخانه‌ها مي‌باشد.   بسياري از مدارس به دانش‌آموزاني كه به كار نياز دارند يك دوران كارآموزي سه هفته‌اي در يك موسسه يا شركت طي سال‌هاي تحصيل , ارائه مي دهند . دانش‌آموزاني كه آرزو دارند تحصيلاتشان را در دانشگاه ادامه دهند بايد گواهينامه Abitur را بدست آورند.  درصد زيادي از نوجوانان آلماني به يكي از 400 دوره كارآموزي وارد مي‌شوند طي كارآموزيهاي سيستم دو گانه آموزش دانش‌آموزان بيشتر از نصف روز همزمان با تحصيل كار ميكنند. پذيرش در بسياري از دوره‌هاي كارآموزي بويژه در بانك ها و اداره هاي بيمه به صورت رقابتي مي باشد.  نقش والدين درآموزش فرزندانشان از مدارس مقدماتي متوسطه به بعد  و برطبق سن آنها  تغيير   مي كند.  والدين دانش‌آموزاني كه 18 سال يا بيشتر هستند مستقيماً در آموزش فرزندانشان دخالت نمي‌كنند حضور در جلسات شبانه معلم – والدين توسط والدين دانش‌آموزان Hauptschule بسياركم رنگ است حال آنكه از والدين دانش‌آموزان Realschule  انتظار بيشتري مي‌رود تا دراين جلسات شركت كنند. والدين دانش‌آموزان Gymnasium بيشترين فعاليت را دارند. معلمان بيشتر از مشكلات نوجوانان و عملكرد ضعيف آن صحبت ميكردند كه علت آنرا فقدان حمايت يا علاقه والدين مي‌دانستند.  غفلت (Verwahrlosung ) واژه‌اي بودكه اغلب معلمان براي توصيف وضعيت خانوادگي دانش‌آموزان مشكل دار استفاده مي‌كردند. مدارس آلمان دانش‌آموزان را در كلاس‌هايي تقسيم بندي مي نمايند كه معمولاً براي چندين سال دركنار يكديگر مي‌مانند و بنابراين فرصتهاي بيشتري براي برقراري ارتباط همسالان خود دارند.   سيستم كلاسي تلاشي براي راحت بودن دانش‌آموزان در مدرسه است.  دور نماي ضعيف استخدام بويژه در آلمان شرقي در بسياري از مواد سر چشمه نااميدي و فقدان انگيزه براي بسياري از نوجوانان مي‌باشد.  

Gymnasium به دو سطح پايين و بالاتر تقسيم مي‌گردد.  سطح پايين شامل كلاسهاي 5 الي 10 و سطح بالاشامل كلاسهاي 11الي13 مي‌باشد. براي هر كدام از سطوح دورة تحصيلات نيازهاي جداگآن‌هاي وجود دارد.  به علاوه Gymnasium  در ارائه دورة تحصيلي مطمئن به طور تخصصي عمل مي‌كند و دانش‌‌آموزان مي‌توانند در Gymnasium كه يك با تعداد بيشتري رشته تحصيلي ارائه مي‌دهد يكي را انتخاب نمايند. 

 در پايه 5الي10، دورة تحصيلات مي‌تواند براساس نوع  Gymnasium  فرق كند. دورة تحصيلي ارائه شدة اختصاصي بوسيلة Gymnasium اغلب شامل زبآن‌هاي كلاسيك،  رياضي،  علوم،  زبآن‌هاي مدرن يا برنامه‌هاي هنري ويژه مي‌باشد.  دروس اجباري در موضوعاتي شامل آلماني، دو زبان خارجي، تاريخ،  جغرافي، رياضيات، علوم، هنري، موسيقي، تربيت‌بدني، تعليمات‌مدني به همراه دروس اختياري وجود دارد. عمومأ حداقل دو زبان و در بعضي موارد سه زبان خارجي مورد نياز مي‌باشد. دوره‌ها در سطوح بالاتر Gymnasium در تمام آلمان شامل دو سطح ابتدايي و پيشرفته مي‌باشد.  دوره‌هاي پيشرفته بيشتر مطالب را با يك روش جامع تر تدريس مي‌كنند و سخت‌تر مي‌باشد. دوره‌هاي ابتدايي با همان رشته‌ها سر و كار دارند اگر چه در يك پايه سطحي تر، از مثالهاي ساده براي توضيح مفاهيم كليدي و تكنيكها استفاده مي‌شود. دروس اجباري آموزش شامل (I ) زبان، ادبيات، هنر؛ (II) علوم اجتماعي؛ (III) رياضيات، علوم و تكنولوژي؛ (IV) ديني (به نظر شخصي ايالتها واگذار شده است) و(V) تربيت‌بدني،  در اين بخشهاي تعيين شده،  دورة تحصيلات به سطوح ابتدايي و پيشرفته تقسيم شد.

دوره‌هاي ابتدايي و پيشرفته در تعداد نسبت‌ها فرق مي‌كند:

-تعداد دوره‌هاي هفتگي ( سه بار براي دوره‌هاي ابتدايي، پنج الي شش بار براي دوره‌هاي پيشرفته)

-پيچيدگي موضوع دروس

-درجه مهارت و پراكندگي

-درجه‌اي از دانش‌آموزان انتظار مي‌رود كه دروس را ياد گرفته وبتوانندبه طور مستقل فعاليت نمايند.

در طول كلاسهاي 12و13 دانش‌آموزان بايد 22 كلاس هفتگي در هر نيمسال در هر دو بخش  I (زبان،   ادبيات و هنر‌هاي زيبا) وIII  (رياضيات و علوم) و كلاسهاي 16 هفته‌‌اي در بخش II (علوم اجتماعي) را بگذرانند. دانش‌آموزان وارد شده به پاية 12 بايد دو كلاس پيشرفته را انتخاب كنند كه يكي از آن‌ها بايد رياضي يا علوم باشد. دومي‌مي‌تواند از گروه كلاسهاي فلسفه، فيزيك و علوم كامپيوتر انتخاب شود. هدف از قوي كردن اطلاعات پايه دانش‌آموزان انجام اصلاحات در تمام مقياس‌هاي درجه بندي،   بمنظور كاهش بار موجود در كلاسهاي پيشرفته بود كه اكنون هر كدام به ارزش 30 امتياز مي‌باشند. قبل از برنامه اصلاحات 1987،  آزمون‌هاي نهايي در دورة ابتدايي و دورة پيشرفته هر كدام در كل 300 امتياز را از كل 900 امتياز كسب كردند. از زمان اصلاحات1987 دانش‌آموزان مي‌توانند در كل 840 امتياز كسب كنند كه 330 امتياز از دورة ابتدايي،210 امتياز از دورة پيشرفته و 300 امتياز از آزمون‌هايAbitur بدست مي‌آيد.

بنابر اين ارزش دوره‌هاي ابتدايي افزايش يافت، حال آنكه از ارزش دوره‌هاي پيشرفته كاسته شد  دانش‌آموزاني كه فقط در دوره‌هاي پيشرفته خوب بودند حداكثر 30 درصد كمتر امتياز را در آزمون Abitur 1987 بدست آوردند. در ارزيابي مجدد تعداد كلاسهاي ابتدايي مورد نياز از 20 به 22 افزايش يافته بود حال آنكه تعداد كلاسهاي پيشرفته از 8 به 6 كاهش يافته بود. در اصلاحات 1987 تمام دانش‌آموان بايد حداقل دردودرس از دروس زير نام نويسي كنند.  آلماني، يك زبان خارجي يا رياضيات، در پايان، اگر آلماني به‌عنوان مرحلة اوليه كلاس پيشرفته گرفته شود، موضوع يكي از چهار آزمون‌ Abitur بايد رياضي يا زبان خارجي باشد.

در ايالت مركزي، خط مشي‌هاي رسمي‌آموزش درجه بالايي از انعطاف پذيري مناسبي را در انتخاب مبحث تدريس دراختيار معلمان Gymnasium قرار مي‌دهد.  براساس اين خط‌مشي‌هاي آموزشي،  اعضاء كميسيون مربوط به هر موضوع درباره موضوعاتي كه بايد در دورة يك يكساله تدريس شوند، تصميم مي‌گيرند.  هدفهاي آموزشي در دوره تحصيلات رياضي براي سطح بالاتر Gymnasium در ايالت مركزي مطالبي شامل پرورش موضوع با توجه به انگيزه‌ها، جهت يابي مثبت به سمت رياضي، تشويق تفكر خلاق و ابتكار، بالابردن توانايي گفتگو و همكاري، پيدا كردن راهكارهاي عملي براي مفاهيم رياضي، بدست آوردن مترادفهاي منطقي براي مفاهيم رياضي، واقعيات و مراحل، گرايشهاي كار، محدوديتها و امكانات، ماشين حسابها، و ديگر وسايل كمكي را توجيه مي‌كنند.  به علاوه خط‌مشي‌هاي دوره تحصيلات بحث تفاوتهاي موجود بين دوره‌هاي پيشرفته و ابتدايي، فهرستي از Abitur اجباري مربوط به سر فصلها، توصيف دوره مربوط به پايه‌هاي 11و12و13 را نمايان مي‌سازند.  توصيف هر دوره هاي شامل يك توضيح مختصر،  پيش نيازها, سر فصلها و تفاسيرمي‌باشد. در ايالتهاي جنوبي،   هيئت آموزش گروههاي كاري تشكيل داد كه وظيفة آن‌ها بررسي وضعيت ويژة دورة تحصيلات مي‌باشد و بنابراين طرحهاي تدريس و معيارها با همكاري معلماني كه عضو اين گروه هستند بهبود مي‌يابند. دورة تحصيلات جديد و اصلاح شده به اندازة دوره تحصيلات قبلي سر فصل ندارد و معلمان گفتند كه زمان فراواني براي تدريس مطالب دارند. دوران تحصيلي در ايالت جنوبي به طور متوسط هر 5 سال، بسته به نياز، اصلاح مي‌گردد.  بعضي سر فصلها بدون تغيير باقي مي‌مانند، حال آنكه احتياج است بقيه به طور مرتب با تغيير اطلاعات اصلاح شوند. دوره تحصيلات نه تنها به معلمان مي‌گويد چه چيزي را بايد تدريس كنند بلكه آن‌ها را در اينكه چگونه اين مطالب در هر سال تحصيلي بايد تقسيم شوند راهنمايي مي‌كند.  براي مثال تجربه و تحليل دوره معلمان اذعان داشتند كه دوره هاي تحصيلات اخير به اندازه لازم نمي‌‌باشد اما شامل موضوعات مورد نياز براي يادگرفتن مي باشد. 

سیستم   آموزشی در کلاسهای درسی 

مدارس آلمان،دانش‌آموزان ورودي جديد را دركلاس‌هايي تقسيم مي‌كنند كه معمولاً در بسياري از سال ها در كنار يكديگر باقي مي‌مانند. براي مثال يك مدرسه Hauptschule ممكن است 120 دانش‌آموز پايه پنجم را به چهار كلاس A5،   B5،   C5،   D5 تقسيم كند. طي سال بعد، كلاس A5، A6 مي‌شود. بنابر اين دانش‌آموزان مدت زمان زيادي از زمانشان را در مدرسه با يك گروه ثابت شامل 25 تا 30 همكلاسي مي‌گذرانند. گاهي اوقات با ورود دانش آموزان جديد , دانش آموزان از يكديگر جدا مي شوند. به علاوه، دانش‌آموزان پايه‌هاي بالاتر در Gymnasium يك سيستم دوره‌اي را دنبال مي‌كنند كه كلاس‌ها بر طبق علائق دانش آموزان به دوره‌هاي مختلف تقسيم مي شوند. گذراندن چنين زمان زيادي با يك گروه ثابت از هم كلاسي‌ها و اعتمادي دو طرفه را پرورش مي‌دهد.  بر طبق گفته معلمان، يكي از سخت ترين زمآن‌ها در يك مدرسه, با انتقال بعد از پايه چهارم است، يعني وقتي دانش‌آموزان از يك كلاس مدارس ابتدايي  (كه 4 سال در آن با هم بوده اند) خارج مي شود و به انواع مختلفي از مدارس مقدماتي متوسطه منتقل مي‌شوند.گروه هاي هم كلاسي و روش برخورد با مدرسه،   در مدارس مقدماتي متوسطه،  دانش‌آموزان بيان كردند. كه آنان براساس تجربه‌هاي مدارس‌قبلي شان  به گروههايي تقسيم شوند. اغلب دانش‌آموزان Gymnasium، رفتارهاي منفي دانش‌آموزان را درHauptschule وrealchule بيان كردند. براي مثال آن‌ها گفتند دانش‌آموزان Realschule نياز دارند بمنظور فهم مطالب، چيزهايي به صورت پيوسته براي آن‌ها توضيح داده شود. و دانش‌آموزانHauptschule تنبل هستند. در مقايسه دانش‌آموزانGymnasium، خودشان را به عنوان افراد ماهر، متفكران منطقي و افرادي قادر به حل مسائل به تنهايي معرفي كردند. چنين نگرشي توسط معلمان، والدين و جامعه شكل گرفته است. براي مثال والدين و معلمان اغلب بيان كردند، افراد ويژهاي برايGymnasium مناسب هستند، در حاليكه افراد متفاوتي براي Realschule مناسب مي‌باشند. بر طبق گفتة معلمان ايالت شرقي از هر دوGymnasium و مدرسه تركيبيHaupt/lrealschule كه در يك حياط شريك بودند، دو مدرسه بايد برنامة زنگهاي تفريح را براي دانش‌آموزان در زمآن‌هاي مختلف تنظيم مي‌كردند. وقتي قبلاً دانش‌آموزانGymnasium وhaupt/lrealschule زنگهاي تفريحي در يك زمان داشتند، بين آن‌ها درگيريهايي بوجود مي‌آمد. از زماني كه برنامة زنگهاي تفريح در ساعتهاي مختلف روز تنظيم شده اند،  تعداد جنگها كاهش يافته است.علاوه بر رقابتها و تقسيمات بين مدرسه اي،  دانش‌آموزان يك مدرسه اغلب خودشان را به گروههاي مختلفي تقسيم مي‌كنند.گروههاي همكلاسي مراجع اجتماعي براي نوجوانان بوجود مي‌آورد كه به پرورش رفتارهاي عادي كمك مي‌كند و بنابراين بر عملكرد مدرسه هم تاثير دارد. معلمان Gymnasium ذكر كردند كه بهترين دانش‌آموزان آن‌ها اغلب با دوستا نشان بطور دسته جمعي مطالعه  مي‌كنند.  

نویسنده : تقی گرزین | پنجشنبه پانزدهم تیر ۱۳۹۱ - 16:1 |