خوش آمید
به وبلاگ educational sciences curriculum خوش آمدید . امیدوارم لحظات شادی را در وبلاگ educational sciences curriculum سپری کنید .
با تشکر مدیر وبلاگ : تقی گرزین
درباره وبلاگ
پیغام مدیر
پیغام مدیر
پیغام مدیر
مکاتب فلسفی و آراء تربیتی ـ خلاصه فصل نهم
از عصر روشنگری تاکنون، ایدئولوژی ها در تشکیل و بیان افکار اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و تربیتی نیروهای پرتوانی بوده و هنوز هم هستند.
ایدئولوژی های ویژه مانند لیبرالیسم، محافظه کاری، سوسیالیسم یا فاشیسم، متضمن الگوهایی برای شهروندی، یا همانا تصویری از انسان مطلوب بوده اند ایدئولوژی در بازآفرینی یا طراحی انسان مطلوب، به شدت به آموزش و پرورش متکی است.
از آغاز پیدایش دولت- ملت های جدید ایدئولوژی وضع و اجرای سیاست ها را در حیطه های مختلف مانند اقتصاد ،علوم، فن آوری و آموزش و پرورش تحت تاثیر قرار داده است.
ایدئولوژی اغلب به عنوان نظام اعتقادی گروه تعریف می شود که بر تحلیلی از گذشته گروه مبتنی بوده متضمن دستورالعمل هایی برای سیاست گذاری است.
از آن جا که ایدئولوژی ها رهنمودهای سیاست گذاری برنامه هایی را تعیین می کنند که جامعه را در جهت مطلوب حرکت می دهند جنبۀ دستوری دارند.
در واقع میراث فرهنگی خاص گروهی که ایدوئولوژی را پذیرا می شود، اغلب موجب می شود تا ایدئولوژی، به طور چشم گیری تغییر شکل یابد. مثلا صورت چینی مارکسیسم و خط مشی های برخاسته از آن منعکس کننده میراث فرهنگی و شرایط محیطی چین است چون ایدئولوژی به عمل دارد و نظری محض نیست از آن برای هدایت سیاست گذاری های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و تربیتی استفاده می شود.
از ایدئولوژی برای مشروعیت بخشیدن به شیوه نگرش، آرمان ها، برنامه ها و اعمال گروهی بهره گیری می شود.
افزون بر این از ایدئولوژی برای توجیه و تعیین روابط قدرت بین گروه های رقیب نیز بهر گیری می شود. مثلا سیاست گذاری تربیتی معاصر در آمریکا به سوی جامعیت گرایش داشته است نه محدودیت به این معنی که سعی شده است. فرصت های تربیتی بیشتری در اختیار گروه هایی مانند سیاه پوستان، بومیان اسپانیایی تبارها، زنان و معلولین که در گذشته محرومیت کشیده اند نهان شود.
اثر ایدئولوژی بر آموزش و پرورش به اندازۀ معارف سه گانه سنتی پایه معنی فلسفه- روان شناسی و جامعه شناسی عمیق بوده است.
در نتیجه بخش مهمی از آموزش و پرورش نهادینه یا همانا تحصیلات رسمی در پرتو نگرش ها و برنامه های ایدئولوژیک شکل گرفت.
«خاستگاه ایدئولوژی در عصر روشنگری»
در قرن هجدهم، فیلسوفان عصر روشنگری اصطلاح ایدئولوژِ را در آغاز در مفهوم معرفت شناختی استعمال می کردند تا چگونگی ایجاد و کاربرد ایده ها را از جانب گروه ها تبیین کنند.
کندیاک و دیگر فیلسوفان ادعا می کردند که ایده ها در قلمرو متافیزیک مقدم بر تجربه انسان تحقق نمی یابند.
به نظر ایدئولوژی های عصر روشنگری، ایده های مربوط به جامعه باید سرانجام به عمل منتهی گردد تا به موجب آن ها ترتیبات نهادهای اجتماعی و سیاسی متحول گردند. در آمریکا و فرانسه قرن هجدهم ایدئولوژی روشنگری دو انقلاب عمده را موجب شد که شالوده نظام سیاسی غرب را لرزاند و راه را برای حکومت جمهوری که به ادعای طرفداران آن با قوانین طبیعی مطابقت داشت، هموارساخت ایدئولوژی های عصر روشنگری به کار بستن نظریه قانون طبیعی را درباره حکومت پیشنهاد کردند که واجد استلزام های تربیتی گسترده ای بود.
در گذشته به کمک ساختارهای کهنه مذهبی یا آموزش و پرورش کلاسیک دیدگاه ایستایی درباره جامعه به افراد القاء می شد.
«ظهور ایدئولوژی های رقیب در قرن نوزدهم»
نظریه پردازان اجتماعی و سیاستمداران دست اندرکار، گونه های از الگوهای بدیل را برای جامعه خوب یا مدینه آرمانی طراحی کردند.
در انگلستان تصور جان لاگ دایر بر حقوق طبیعی زندگی، آزادی سیاست آن کشور را هدایت می کرد.
سال های اواخر قرن هجدهم و اوایل قرن نوزدهم نه تنها شاهد انقلاب سیاسی بلکه در تکنولوژیک فراگیری را درپی داشت.
در قرن نوزدهم طبقه متوسط شامل کارخانه داران، متخصصان، تجار و بازاریان به صورت طبقه نوخاسته ای درآمد که تفوق اجتماعی و سیاسی اشرافیت کهن زمین دار و اشرافیت مبتنی بر تبار را به چالش خواند.
مفهوم ایدئولوژی طبقه اقتصادی به مفاهیم دیرینه تر ایدئولوژی سیاسی که بر اثر نظریه پردازی های سیاسی به ظهور پیوست. افزوده شد طبقه متوسط یا بورژوازی در لیبرالیسم جان لاک و دیگر نمایندگان فردگرایی، ایدئولوژی سیاسی مطلوب و ظهور رسید که لیبرالیسم را به چالش طلبید. مکتب سوسیالیسم که مونیتاری مدعی بود که نیروهای نوخاسته شهرنشینی و فن آوری را می توان به منظور کاستن از فلاکت و رنج مردم به صورت عقلانی تحت نظم و قاعده درآورد.
نقادی مارکس از ایدئولوژی
براساس تحقیق مارکسی واقعیت مادی است و ریشه آن در ابزار و شیوۀ تولید اقتصادی نهفته است. مارکس که نسبت به دقت علمی و تفسیر تاریخی خویش اطمینان دانست.
اگرچه سرمایه داران طبقه متوسط، کارگران خود را استثمار می کنند اما از ایدئولوژی برای توجیه اعمال خویش و سردرگم کردن مخالفان خود بهره می گیرند. لیبرال ها که مدعی حمایت از نهادهای منتخب و آموزش و پرورش همگانی هستند وانمود می کنند که از آزادی بیان، مطبوعات، اجتماعات و مذهب دفاع می کنند.
ایدئولوژی به مثابه تفسیرگذشته
مولفه تفسیری ایدئولوژی که علاوه بر تفسیرگذشته، موقعیت کنونی گروه را نیز به منظور تعیین خط مشی آینده ارزیابی می کند. عنصر مهم ایدئولوژی را تشکیل می دهد. ایدئولوژیست با اعمال روشی که مورخ آن را به عنوان(اکنون یاوری)محکوم می داند از گذشته برای تهیه توصیفی از نحوه شکل گیری(حال)گروه بهره می گیرد.
تحول اجتماعی و ایدئولوژی
بسته به نوع ایدئولوژی عنصر دستوری ممکن از مجموعه ای از رفتارهای ساده باشد که مشخصه عضو خوب گروه را تشکیل می دهند یا ممکن است به صورت ضوابط مفصل اجتماعی، سیاسی و تربیتی درآید. برای نمونه می توان یک رفتار اجتماعی مقبول منطبق با ایدئولوژی را از بررسی نگرش های لیبرالیسم کلاسیک به دست داد.
درحقیقت سنت پیشرفت لیبرالیستی تشکیل دهنده ی حلقۀ واسطی بر محور تلاش فردی است که گذشته، حال و آینده را به هم پیوند می دهد. تفسیر مارکسیستی تاریخ و ارزیابی زمان حال گویای نظریه تحول اجتماعی کاملا متفاوتی نسبت به لیبرالیسم کلاسیسک است به نظر مارکس طبقه اجتماعی از فرد مهم تر است ارزش های شخصی در نتیجه رابطۀ شخصی با ابراز و شیوۀ تولید تبیین می شود.
نقش سیاست گذاری و برنامه ریزی ایدئولوژی
اگرچه ایدئولوژیست ها از شیوه های آکادمیک بهره می گیرند، به ندرت نیروی خویش را صرف جستجوی معرفت به خاطر ارزش ذاتی آن می کنند.
ایدئولوژی ها جنبۀ دستوری دارند زیرا دربارۀ امور اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و تربیتی به ارزشیابی و داوری می پردازند. چون ارزشیابی ها امور نیک و بد را معرفی می کنند.
اگر ارزشیابی با ملاحظه وضع موجود نامطلوب باشد در این صورت سعی می شود به صورت گوناگون اعم از شیوه های تکاملی یا انقلابی تحول به وجود آید و در حقیقت ایدئولوژی ها عمل محور یا برنامه مدارند.
کاربرد ایدئولوژی به منظور ایجاد وفاق
ایدئولوژی که هویت بخش گروه است برای ایجاد زمینه ای از ***اهداف و تعهدات مشترک به کار گرفته می شود وظیفۀ ایدئولوژی شکل دادن هویت گروهی و حفظ انسجام گروه از طریق ایجاد حس یگانگی و همبستگی است.
ایدئولوژی به عنوان عامل تکامل بخش وفاق گروهی در تمامیت جامعه و در مووسسات رسمی و غیررسمی تربیتی آن، ایفای نقش می کند.
انعطاف پذیری کنشی ایدئولوژی
کسانی که از ایدئولوژی کثرت گرایی فرهنگی پیروی می کردند در تقابل با برداشت یک بعدی از خصیصۀ آمریکایی، گذشته آمریکا را با دیدی وسیع تر و چشم اندازی متنوع تر در نظر می گرفتند.
به همان ترتیب که ایدئولوژی یکسان سازی برای فضای فرهنگی مدرسه و برنامه درسی ****دارد، ایدئولوژی کثرت گرا نیز دارای چنین دلالت هایی است و برحسب جو فرهنگی مدرسه، زبان و تفاوت های قومی و نژادی با ارزش تلقی خواهند شد.
ایدئولوژی و فلسفه
با وجودی که تمیز قائل شدن بین فلسفه و ایدئولوژی دشوار است ولی ما در این خصوص تلاشی خواهیم کرد.
فلسفه های سنتی: یعنی ایدئالیسم، رئالیسم، تومیسم برپایه دیدگاهی متافیزیک در باب واقعیت مبتنی بودند.
ایدئولوژی ها مقید و ملموس هستند مراد از مقید آن است که ایدئولوژی ها به شدت در زمان خاستگاه تاریخی و به مکان یعنی به موقعیت جغرافیایی اقتصادی سیاسی و جامعه شناختی خود وابسته اند.
فلسفه در سطحی بسیار کلی نقش تبیینی دارند، سعی دارند تبیین کنند که واقعیت چیست؟ انسان چگونه می اندیشد؟ چگونه ارزش گذاری می کند؟
اگرچه بین فلسفه و ایدئولوژی تضادهایی دیده می شود مشابهت هایی نیز وجود دارد، برخی از ایدئولوژی ها از پاره ای از مفاهیم فلسفی سود می جویند و سعی می کنند از آن ها در سیاست گذاری و عمل استفاده نمایند.
ایدئولوژی یا نظام عقیدتی گروه، در ایجاد آگاهی اجتماعی، نگرش ها و ارزش ها نیروی پرتوانی به شمار می آید.
ولی دارای اثر ویژه ای بر آموزش و پرورش و تحصیلات رسمی است ایدئولوژی از مجرای نهادهای غیررسمی آموزش و پرورش به شکل دهی بینش ها و انتظارات اجتماعی می پردازد.
اگرچه بین فلسفه و ایدئولوژی شباهت هایی وجود دارد، ایدئولوژی به دلیل تقید و عمل مدار بودنش از فلسفه متمایز می شود.
سؤالات :
ایدئولوژی و تأثیر آن را بر آموزش پرورش بطور خلاصه بنویسید؟
رابطه بین ایدئولوژی و وضع و اجرای سیاستها را بطور خلاصه بنویسید؟
نقشی را که تغییر گذشته در ایدئولوژی ایفا می کند توضیح دهید؟
نقش ایدئولوژی را در شکل گرفتن هویت و وفاق گروهی را بنویسید؟
نمونه هایی از برنامه نهان را شناسایی و توضیح دهید؟
فضای فرهنگی مدرسه دیدگاههای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی را چگونه شکل می بخشد؟







