خوش آمید
به وبلاگ educational sciences curriculum خوش آمدید . امیدوارم لحظات شادی را در وبلاگ educational sciences curriculum سپری کنید .
با تشکر مدیر وبلاگ : تقی گرزین
درباره وبلاگ
پیغام مدیر
پیغام مدیر
پیغام مدیر
مفاهیم کلیدی برای فهم برنامه درسی ( قسمت ششم)
Definition 3
Curriculum is all planned learnings for which the school is responsible.
برنامه درسی یعنی تمام آموزش های هدفمندی که مدرسه مسئول آن است .
‘Planned learnings’ can be long written documents specifying content, shorter lists of intended learning outcomes, or simply the general ideas of teachers about what students should know. Exponents of curriculum as a plan include Saylor, Alexander, and Lewis (1981), Beauchamp (1981) and Posner (1998).
آموزش هدفمند می تواند اسناد کتبی را در بر گیرد که محتوای آموزشی لیست های کوتاهتری را از نتایج آموزش مورد نظر و یا صرفا عقاید کلی معلمان را درباره آنچه که دانش آموزان باید یاد بگیرند را مشخص می کنند . سایلور ، الکساندر و لوئیس (1981) بوچامپ (1981) و پوسنر (1998) . طرفداران اصلی نظریه برنامه درسی به عنوان یک طرح یا به عنوان یک برنامه هستند ظاهرا در این تعریف فرض شده است که تمام آنچه مطالعه می شود یاد گرفته می شود .
Problems posed by the definition This definition seems to assume that what is studied is learned. It may limit ‘planned learnings’ to those that are easiest to achieve, not those that are most desirable. It does not address questions such as:
طبق این تعریف ممکن است این تعریف آموزش های هدفمند را به آموزش هایی که انجام آن راحت تر است محدود کند و آموزش های مطلوب تر را شامل شود . در این تعریف به سئوالات زیر پرداخته نمی شود :
on what basis does the school select and take responsibility for certain learnings while excluding others? Is it possible for teachers to separate the ends of instruction from the means? Are unplanned, but actual, learnings excluded from the curriculum?
سئوالاتی همچون مدارس بر چه اساسی برخی آموزشهای خاص را انتخاب کرده و مسئولیت آن را به عهده می گیرند و برخی دیگر را رها می کنند . آیا معلمان می توانند اهداف آموزشی را از وسایل آن جدا نمایند . آیا آموزشهای واقعی اما برنامه ریزی نشده (یا غیر هدفمند) از برنامه درسی کنار گذاشته می شوند .
The NCLB Act in the USA is forcing schools to plan very carefully for the teaching of reading and maths (and science since 2007). By implication there is less pressure to plan for other subjects. There are penalties for schools if their students do not reach specified levels of proficiency.
قانون NCLB هیچ کودکی نباید عقب بماند در آمریکا مدارس را ملزم می کند برای آموزش خواندن و ریاضیات و از سال (2007) علوم به دقت برنامه ریزی کنند . در این قانون به طور تلویحی از فشار برای برنامه ریزی برای سایر موضوعات کاسته شده است برای مدارسی که دانش آموزان آنها به سطوح تعیین شده نرسند مجازاتهایی در نظر گرفته شده است .
The National Literacy Strategy and the National Numeracy Strategy in the UK are also forcing schools to concentrate their planning and their respective school timetables on maths and literacy.
استراتژی سواد آموزی ملی و استراتژی حساب ملی بریتانیا مدارس را ملزم می کنند برنامه ریزی ها و برنامه درسی شان را به ریاضیات و خواندن و نوشتن متمرکز کند .
Armstrong (2007) suggests that education policy-makers are building a superhighway across today’s education landscape: ‘All byways in the journey from early childhood to early adulthood are now being aligned – test scores and benchmarks and accountability are the bulldozers, cement mixers and asphalt pavers that are constructing this curriculum superhighway’ (p.16).
آرمسترانگ (2007) خاطر نشان می کند سیاستگذاران عرصه آموزش در حال ساخت یک ابر بزرگراه در پهنه آموزش هستند . همه راههای فرعی در این سفر از اوایل کودکی تا اولین بزرگراه که اکنون با هم تطبیق یافته از نمرات امتحانی ، معیارها و پاسخگویی همان بولدوزرها ، مخلوط کن های سیمان و ماشی آلات آسفالت هستند که در حال ساخت این ابر بزرگراه برنامه درسی می باشند .







