اگزیستانسیالیسم بیشتر  دیدگاه و گرایش فلسفی را تشکیل داده و می دهد تا مکتب فکری منظم اگزیستانسیالیسم عنوان سهل  و ساده ای بوده است که به مجموعه ای از عصیانهای کاملا متفاوت علیه فلسفه های سنتی بویژه علیه تلاشهایی که برای تشکیل نظامهای فکری انتزاعی و منظم به عمل آمده دایر شده است.

ماهیت اگزیستانسیالیسم :
مجموعه ای از اندیشه های فلسفی یکدست نیست بلکه کسانی که به عنوان اگزیستانسیالیست شناخته شده اند پرسشهای مشابهی را مطرح کرده ولی در اراپه پاسخ دچار اختلاف شدند. اگزیستانسیالیسم را به عنوان نوعی اندیشه فلسفی تلقی نماپیم که یگانگی و بی بدیل بودن و آزادی فرد در برابر گروه و جماعت یا جامعه توده وار تاکید می کند و تاکید دارد که مردم در قبال معنی  و مفهموم زندگی فرد و ایجاد ماهیت یا تعریف هویت خویش مسئولیت کامل دارند.فیلسوفان اگزستانسیالیست ها  : بر تنوع آراء تاکید دارند . دوتن از صاحب نظران مسیحی سورن گی برکه گارد (دینی ومذهبی )و ژان پل سارتر لامذهب  
دیدگاه سورن کی یرکه گارد: او تهمیداتی بر همرنگی عقیدتی را مورد انتقاقرار می دهد و اعتقاد دارد مسیحی حقیقی بر اثر دل به دریا زدن به خدا اعتقاد پیدا می کند.نه از راه استدلال انتزاعی و حجتهارا دله  از نظر او سپردن به دین انتخاب شخصی و باطنی است.
او دیدگاه  هگل در مورد اینکه نظام فکری کاملا عقلانی و ساخت مند می باشد را مورد انتقاد قرار می دهد.و تاکید هگل به واقعیت مطلق به عنوان روح جهان که تجلی کامل آن در دولت تحقیق  می یابد را مورد انتقاد قرار می دهند. در قبال مسیحیت برخوردی ذهن گردونه دارد.
اندیشه ورزی خویش را به مشابه گشودن راهی به سوی ایمان تعریف می کند.
ایمان از طریق درون نگری ذاتی و مشتاقانه وجود مشخص پدید می آید.
کانون توجه کی یر که گارد را پادوکسی مسیحی تشکیل می داد. تجربه انسان از نیستی خویش در برابر عظمت خدا که این خود در آن واحد متضمن تحقیق کامل هستی اوست.
سنت گرایی مسیحی را مورد نقد قرار می دهد.اخلاق را به مشابه اتخاذ تصمیم سرشار از ایمان تلقی کرد.فرد در اتخاذ تصمیم به عنوان خودی فهم کرد که امکان و آزاری انتخاب را داراست.تاکید بر آزادی مطلق و مسئولیت نام انسان در قبال انتخابهایش مضامین مهم اگزیستانیسالیسم می باشد.
ژان پل سارتر :جمله معروف او  وجود بر ماهیت مقدم است و تز فلسفه های سنتی را مبنی بر اینکه رفتار انسان بر تعریف از پیش تعیین پرداخته ای از  ماهیت او مبتنی است به چالش خواند.
او بر خلاف ارسطو  که انسان موجودی عقلانی است و در جهان هدفمند و بالینی زندگی  می کند.
ادعا می کند که هر فردی نخست وجود دارد٬ به طور ناخوانده در صحنه گیتی  و سپس معنی و ماهیت خود را می آفریند چون هیچ گونه حقایق کلی قواعد مطلق یا سرنوشت نهایی وجود ندارد که هادی انسان باشد افراد برای انتخاب آزادی کامل دارد.این آزادی مستلزم مسيولیت انسان در قبال اعمالش می باشد.

اگزیستا لیستها  درصددند تا پدیده غیر شخصی شدن روابط را  که در قرن بیستم   عارض آموزش و پرورش شده است. کاهش دهند و رابطه من – تو را بین معلم و شاگرد مورد تاکید قرار دهند در باره تفسیر شکل  موقعیت انسان به مقطور شکوفا ساختن آزادتزین و اصیل ترین جلوه های شخصیت بشری مهم می دانند.

رد نظامها :
چون اگزیستانسیالیسم  از دیدگاههای فلسفی گوناگونی تشکیل می شود از تتبع فلسفی درباره زندگی که موجب اعتلای ذهنیت خردی باشد اجمالیت می کند.فلسفه اگزیستانیالیستی هم مطلوبیت و هم امکان بنای فلسفه ساخت مند و منظم فراگیر را مردود می نگارد. فلسفه اگزیستانسیالیست که درباره مقولات مطلق جهان مشمول مشکوکند نسبت به نظامهای فلسفی که درصددند جهان بینی جامعی نیازمند تا تجارب انسانی را بر حسب مفاهیم واقعیت پیش بینی مقوله بندی کنند بی اعتمادند.
اگزیستانسیالیستها : ادعا می کنند انسانها موجوداتی انتخاب گر و ارزش گذارند که می توانند عقلانیت را نیز انتخاب کنند.به عقیده آنان زندگی متنوع تر و پیچیده تر ٬آشفته تر و غیر قابل پیش بینی تر از آن است که بتوان آنرا در مقوله های به دقت سازماندهی شده فلسفی تنظیم کرد.
اگزیستانسیالیستها نظام سازی فلسفی مکاتب ایده آلیسم  ٬ رئالیسم و تومیسم را رها ساخته و مهمترین و دیرپاترین شکل های انسان را از چشم انداز فرد بررسی می کنند و دل مشغولی آنان اندیشه تلقی فرد را درباره مسائل زندگی – مرگ - - محبت  و معنی ایجاب می کند و آنها جهان را به مشابه ای  پدیده ای  بی تفاوت تلقی می کنند که با وجودی که ممکن است با مقاصد انسانی  سر عناد نداشته باشد ولی فاقد معنی شخصی است. در این جهان هر فردی زاده می شود – زندگی می کند – مسیر خویش را انتخاب می کند٬و معنی وجودی خویش را می آفریند.
عمل گرایی را مورد انتقاد قرار می دهند.( به خاطر تکیه اش بر روش علمی) برفراز آنان گروه یکسان اندیشان را نهاد سرکوبگری تلقی می کنند و در آخر و تحت الشعاع ارائه گروه واقع می شود و گروه می تواند با مجبور کردن فرد به تسلیم در برابر تصمیمات و اوامر خود او را در هم بشکند.

فلسفه پردازی اگزیستانسیالیستی
اصل بنیادین اگزیستانسیالیسم مبنی بر اینکه وجود بر ماهیت مقدم است.بین اولویت ذهن انسان است.
اگزیستانیسالیست ها هر فردی یگانه است و این یگانگی در جهان ارزشمنداست و آگاهی وجودی انسان خود متعفن آگاهی مشابهی در خصوص نیستی عاقبت الامر اوست.احتمال وقوع مرگ مایه اضطراب وحشت – و نگرانی عمیق اوست و با توجه به این باید هر فردی ماهیت شخصی خویش را در این جهان بیمعنی رقم بزند. محور اصلی اندیشه ورزی فلسفی اگزیستانیسالیسم توصیف مبارزه انسان برای نیل به ماهیت شخصی خویش از راه انتخاب است. فرد را جزئی از نظام تعریف نموده و او را به عنوان عنصر متشکله ساختاری مقوله بندی کرده اند که منظور از هستی را مشخص می کند.اگزیستانیسالیسم قائل است  که غرض از زندگانی انسان به خودی خود در ساختار متافیزیکی یا کلامی جهان یا در ساخت جامعه شناسی و اید ئولوژی یک جامعه مقرر نشده است.هر فزدی  مکلف است که هدف زندگانی خویش را بیافریند.
به نظر اگزیستانسیالیست ها  مسئله بنیادی – فلسفی ارزش گذاری و انتخاب است.ارزشها در تصورات متافیزیکی یا جامعه شناختی واقعی پیشینی ریشه ندارند بلکه از راه انتخاب های مشخصی آفریده می شوند.هیچ گونه معیار کلی بیرونی برای برآورد ارزش ها نمی توان اعمال کرد شخص از انتخاب کردن ناگریز است.
تلاش آموزش و پرورش اگزیستانسیالیستی پرورش شخص اصل است که نسبت به آزادی و اینکه هر انتخابی متضمن ارزش آفرینی شخصی است. آگاهی داشته باشد   شخص اصیل می داند که ماهیت شخصی به دست هیچ فرد یا شئ خارجی قابل تحقیق نیست مبارزه برای تحقق اصالت شامل آگاهی نسبت به مسئولیت مشخص در قبال دستیازی به انتخاب ایجاد شقوق عمل  و گزیدن است بی آنکه پای مداخله داوری اخلاقی یا معیار هی خارجی در کار باشد.
مسئله بنیادین برای فرد اگزیستانسیالیست رابطه او با سایر مردمان و نهادهاست.

انتقاد اگزیستانسیالیسم از آموزش و پرورش معاصر
آنان ترجیح می دهند  که به جای خلق نظامی فلسفی که همه وجوه زندگی انسان را تتبیین نماید درباره شرایط انسان فلسفه پردازی کنند.استاندارد کردن – رده بندی کردن- القای نقشهای اجتماعی – اقتصادی  در میان روزهایی که انتخاب شخصی و تشخیص فردی را کاهش می دهندستم میانگین قرار دارند.
این روند با ایجاد فرصت آفرینش افراد اصیل منافات دارند. منشا یکی  دیگر از گرایشهای جامعه و آِموزش و پرورش معاصر که هویت فردی را محدود می کند فشارهای اجتماعی – اقتصادی است که تعلیم و تعلم  را به صورت یادگیری برای ایفای نقش تبدیل کرده است. معنی و مفهوم شهروند خوب  را معنی و مفهوم موفقیت اجتماعی و امثال اینها تعریف می کند.
به سوی آموزش و پرورش اگزیستانسیالیستی : با توجه به اینکه ون کلوموریس آموزش و پرورش اگزیستانسیالیستی را به طور ویژه تعریف نمی کند ولی معتقد است که آموزش و پرورش باید در فراگیرنده موجب  ااشتدادو آگاهی شود.این آگاهی به آن معنی است که دانش آموزان باید تشخیص دهند که در مقام فرد به طور پیگیر آزادانه مستقلانه و خلاقانه دست به انتخاب  می زنند این آگاهی متضمن مسئولیت فرد در تبیین  چگونگی زندگانی خود و نحوه آفرینش تشخیص فردی خویش است.
اگزیستانسیالیستها : ادعا می کنند انسانها موجوداتی انتخاب گر و ارزش گذارند که می توانند عقلانیت را نیز انتخاب کنند.به عقیده آنان زندگی متنوع تر – پیچیده تر- آشفته هر و غیر قابل پیش بینی تر از آن است که بتوان آنرا در به دقت سازماندهی شده فلسفی تنظیم کرد.
اگزیستانسیالیستها نظام سازی فلسفی  مکاتب  ایده الیسم ٬رئالیسم و ترمسیسم را رها ساخته.
موریس در روانشناسی رشد تربیتی اگزیستانسیالیستی خود خوره رشد را برای انسان شامل دوره پیش وجودی و لحظه وجودر می داند.
در دوره پیش وجودی کودک که واقعا نسبت به شرایط انسان خویش آگاه نسبت به هویت شخصی و سرنوشت فرد وقوف ندارد .با دوره ابتدایی همزمان است . مقطعی که کودکان خواندن ٬نوشتن و حساب را می آموزند و مهارتهای جسمانی ٬تفریحی ٬ارتباطی٬واجتماعی را فرا می گیرند. و مشکل گشایی را می آموزند.
لحظه وجودی موقعی ظهور می کند که مردم نسبت به حضور خودشان به عنوان من در دنیا آگاهی می یابند در حدود بلوغ رخ می دهد.و خصیصه آن  وقوف فرد نسبت به حضورش در میان و ظهور بینش در او در اقبال آگاهی و مسئولیت خویش نسبت به اعمالش تشکیل می دهد.
اموزش و پرورش اگزیستانسیالیستی از سالهای دوره راهنمایی آغاز و تا سالهای دوره دبیرستان و دانشگاه ادامه پیدا می کنند.
هدف از آموزش این دوره : پیدا کردن و شدت بخشی به خود آگاهی فرد است.عناصری از تجربه را مورد توجه قرار می دهد که ذهنی ٬شخصی و عاطفی باشند و طرح پرسشی درباره خیر ٬شر و درست و نادرست.

معرفت شناسی اگزیستانسیالیستی
انسان را در آن واحد هم موجودی عقلانی و هم غیر عقلانی می دانند هم اندیشه ورز و شناختی و هم احساسی و عاطفی است.فرض معرفت شناسی اگزیستانسیالیستی بر این است که فرد مسئول دانش و معرفت خویش است. معرفت از آگاهی سرچشمه می گیرد و از محتوا آگاهی و احساسات او به عنوان محصول تجربه ترکیب یا به موقعیت های انسانی از عناصر  عقلانی و غیر عقلانی هدو تشکیل می شوند. اخبار معرفت را ارزش و معنی آ برای فرد خاص تعیین می کند.معرفت شناسی اگزیستانسیالیستی از این شناخت تجلی می شود که تجربه و معرفت انسان ذهنی ٬شخصی٬عقلانی و غیر عقلانی است.اگزیستانسیالیستی ها ترجیح می دهند که به موازات امور شناختی مسائل زیبا شناختی و اخلاقی و عاطفی انسان را تحقیق کنند.
روانشناسی انسان گرایانه: سارتر معتقد است که انسان تابع جبر نیست معتقد است که ارادیات انسان از موقعیتهایی سرچشمه می گیرد که مختص هر فردی ست.
بر پایه روانشناسی  انسان گرایانه اگزیستانسیالیستی سعی می شود در تدریس که یادگیری یا همان خود ازمایی و تشخیص فردی در مفهوم وسیع کلمه ترغیب و تسهیل گردد. در کلاس درس معلم و شاگرد که به عنوان افراد و هویت  خویش را حفظ می نمایند٬ جایگاه معلم ٬شاگرد باید حفظ شود.

برنامه درسی اگزیستانسیالیستی
برنامه درسی شامل مهارتها و موضوعاتی است که واقعیت طبیعی و اجتماعی را تبیین می کنند و مهمتر از همه شامل علوم انسانی است که مبین انتخاب انسان است.موضوعاتی از قبیل تاریخ٬ادبیات  و زبان ریاضی و علوم حوز ه های معرفت٬مسلم انگاشته می شوند.
مرحله حساس یادگیر ی نه در ساختار معرفت  معرفت یا سازمان برنامه درسی بلکه در معنای نهفته است که دانش آموزان می سازند٬برنامه هم دارای عناصر شناختی و هم عناصر هنجاری است.
موصوعات واقعی ٬ توصیفی و علمی بعد شناختی داده های قلمرو پدیدار شناختی را تشکیل می دهند.بعد هنجاری دربرگیرنده موضوعات ارزشی محور است.مطالعات انسان گرایانه مانند تاریخ٬هنر٬ادبیات٬فلسفه و ضریب بالاخص برای بررسی ارزشهای اخلاقی و ترس شناختی مفیدند.هدف از تدریش هنر این است که خلاقیت زیبا شناختی مجال ظهور پیدا کند.بر ادبیات و علوم انسانی تاکید می شود٬تاریخ وسیله نیرومندی برای بررسی گذشته می باشد.فایده تاریخ روشنفکری درباره گذشته و ارائه فرضیات متقازی به مردم این روزگار برای زندهگان عصر حاضر است.
تدریس و یادگیری اگزیستانسیالیستی : محاوره سقراط روش مناسبی برای اگزیستانسیالیستها می باشد که رابطه من و تو را بهم نمی زند٬از روش گفت وشنود استفاده می شود بر برخلاف ایدئالیستها متهم پاسخ پرسشها را نمی داند٬بهترین نوع سوال فقط در معنی آخر یعنی خود دانش آموز قابل پاسخ است.
معلم دانش آموز را ترغیب می کند تا معنای زندگی را بیابد .اشتداد آگاهی
هسته ها و شبکه های آموزشی چهار گونه اند : ۱- شبکه خدمات مرجع شامل ابزارها ٬ اشیاء و منبع تربیتی٬ ۲- مبادلات تربیتی که به منظور تامین فرصت آموزش و فراگیری مهارتهای ویژه طراحی شده است.۳- یادگیری که یافتن افرادی را که می خواهند در مناسبتهای مشابهی شرکت کتتد تسهیل می کنند.

۶-صاحبنظران تراز اولی آموزش و پرورش
به طور خلاصه آموزش و پرورش اگزیستانسیالیستی تلاش می کند۱- توجه آگاهانه ای را درباره نهادها٬نیروها٬روندهایی که آزادی را محدود می کند و ایجاد کمتر.۲- آگاهی فرد را در حضورمن آزادی برای انتخاب شدت بخشد.۳- این حس را پرورش دهد که هر انسانی مسئول هویت فردی خود و اقدام برای تحقق من درحال تکوین خویش است. ۴- بین انتخابهای بامعنی و پیش پا افتاده تمایز قائل شود.

سولات مربوط به فصل هفتم :

1-دیدگاه اگزیستانسیالیسم رابه طور خلاصه بیان کنید ؟
2-دیدگاه سورن کی یرگه گارد را بیان کنید ؟
3-دیدگاه ژان پل سارتر را در باره اگزیستانسیالیسم بنویسید ؟
4-دیدگاه اگزستانسیالیسم را در مورد آموزش وپرورش بیان کنید ؟
5-دیدگاه اگزیستانسیالیسم درباره انسان را بنویسید ؟
6- انتقاد اگزیستانسیالیسم از آموزش وپرورش رابیان کنید ؟
7-معرفت شناسی از دیدگاه اگزیستانسیالیسم چیست ؟
8-دیدگاه اگزیستانسیالیسم درباره برنامه درسی را بنویسید ؟
9-تدریس ویادگیری از دیدگاه اگزیستانسیالیسم چیست ؟
10-هسته ها وشبکه های آموزشی از نظر اگزیستانسیالیسم  رابیان کنید ؟
11-خلاصه دیدگاه اگزیستانسیالیسم راجع به آموزش وپرورش را نام ببرید؟